تو فیلما نشون میدن طرف اون ور کره زمین یه کامپیوتر پیدا میکنه ک ب یه بمب وصله و قراره کل دنیا منفجر بشه . بدون هیچ گونه استرس ، میشینه پشت سیستم و بدون استفاده از ماوس ، شروع میکنه تند تند تایپ کردن . بعد یهو بمب خنثی میشه . اون وقت من تنها مهارتم اینه ک بدون اینکه گردنمو کج کنم و پورت usb پیدا کنم ، فلشو بزنم ب لپ تاپ
یه جشنواره هست تو دانشگاه . قرار بود ما هم غرفه داشته باشیم . روز 5 شنبه رفته بودم دانشگاه واسه دکور زدن غرفه . از صب 8 تا 6 :| ناهار نخوردم ینی هیچکس ناهار نخورد . قرار بود لامپ های رنگی رو از قسمتی آویزون کنیم . چن تا از لامپارو رنگ کردیم ولی خوب نشدن . گفتن یکی اینارو بشوره تا از اول رنگ بزنیم . من رفتم شستم . تحربه جالبی بود :))) هیچ وقت فک نمی کردم یه روز لامپ بشورم :)))
دویدن همیشه نشانه تلاش برای رسیدن نیست . بعضی وقتا تلاش برای فرار کردنه
ماشینو پارک کرده بودم . فقط پول دو ساعتشو به پارکبان داده بودم . پول سه ساعت بعدش مونده بود . برگه ِ بنفش رنگ پارکبانو زیر شیشه پاک کن دیدم از دور . چن وقت پیش هنوز این قسمت توقف ممنوع بود . یه بار 40 تومن جریمم کردن . خواستم به تلافی اون جریمه ، گازشو بگیرم و برم و بقیه پول پارکبانو ندم . یه حسی نزاشت . یه حسی میگفت جریمه شدن من ربطی به اون پارکبان نداره . صبر کردم تا پارکبان منو ببینه و بیاد . دید . اومد . صورتش قرمز بود . پر از چروک . معلوم بود چن سال ک جلو آفتاب کار کرده . سلام کردم . سلام کرد . خیلی متشخص بود . پولمو دادم . بقیه پولو دو دستی برگردوند . از اینکه فرار نکرده بودم خوشحال بودم . از اینکه پول یه آدم شریفو نخورده بودم خداروشکر میکردم .
اگه بخام تعریف علمی میراگر رو بگم میشه این ولی معنای محاوره ای میراگر اینه ک تعدیل کننده ست . دیدین مثلا کرکره وقتی تکون میخوره چطور میشه ثابتش کرد ؟ با دست یکی از شاخه هاشو باید گرفت تا دیگه تکون نخورن بقیه شاخه ها . اینجا دست ما بعنوان میراگر عمل میکنه . میشه گفت میراگر اثر اتفاقات رو کم میکنه . من متوجه شدم بعضی از آدما خصلت میرایی دارن . مهم نیست چقدر عصباین یا ناراحت باشی ، همین ک کنارش میشینی و باهاش حرف میزنی ، قسمت عمده ای از ناراحتی آدم کم میشه . هیچ وقت موضوع یا مشکلی رو تشدید نمی کنن .نگران نیستی ک باید مراعاتشو بکنی . فوران میکنی مث آتش فشان . وایمیسته جلوت . نگات میکنه . نه تنها خودش نمی سوزه تو رو هم آروم میکنه . فورانت تموم میشه . بعد حرف زدن باهاش احساس تخلیه انرژی میکنی . پشیمون نیستی ک چرا باهاش حرف زدی . شاید اصلا مشکله حل نشه ولی همین تخلیه شدن خیلی خوبه . چرا از این آدما کمن ؟
بعضی وقتا ک آرزو میکنم زمان وایسته تا بتونم کارام رو انجام بدم
بعضی وقتا هم ناخواسته زمان وایمیسته ، اون وقتا هم کاری واسه انجام دادن نیست
هه
یه بیماری هم هست ب اسم moviescrolly
ک تو اون شخص بیمار فیلم های توی لپ تاپشو برای هزارمین بار باز میکنه و هی اسکرول میکنه تا فیلمه تموم بشه
اکثر دیالوگارو حفظ میشه و از اینکه ی فیلم 90 دیقه ای رو تو 5 دیقه نگاه میکنه احساس ذوق مرگی میکنه
چون تو زمان صرفه جویی کرده . مثلا
حدود 17 ساعت روزه میگیری
حسابی تشنه ات میشه
افطار ک میشه ی قولوپ آب میخوری
60 لیتر عرق میکنی
من نمیدونم این 60 لیتر کجا بوده ؟
اگه بوده چرا تشنه میشی ؟
هیچکس تنهایی رو دوست نداره . من هم همین طور . همه کارایی رو انجام میدن ک باعث میشه تنها نشن . ولی من همیشه ب کارهایی علاقه داشته و دارم ک ناچارا منو مجبور میکنه تنها باشم .کارهایی رو انجام میدم ک دوروبریام اصلا انجام نمیدن .همیشه ب جایی میرم ک کسی نرفته . ی نمونش بر میگرده ب دوران بچگیم . من هم مث تمام پسر بچه ها عاشق فوتبال بازی کردن بودم . کم کم علاقه ام ب freestyle بیشتر شد . البته اون وقتا اصلا نمیدونستم فری استایل چیه . روپایی میزدم . تنهایی . ساعتها . بزرگتر ک شدم علاقه ام ب فوتبال کمتر شد و ب فری استایل بیشتر . دوستام تو فاصله ده قدمیم فوتبال بازی میکردن و من تنهایی روپایی میزدم . این حالت همیشه با من هست . حتی الان ک من رو برنامه نویسی اکسل کار میکنم . هیچ کس تو دانشکده کار نمیکنه . مجبورم تمام مشکلاتمو خودم حل کنم . شب و روز تو اینترنت دنبالشون میگردم . وقتی ی کار کد جالب مینویسم ذوق میکنم ، دوست دارم شادیمو با بقیه تقسیم کنم ولی مثل همیشه هیچ کس نیست . باشه هم زیاد متوجه نمیشه . اساس زندگیم رو این جمله خیلی دقیق میگه :
" اگر برای حل مشکلی دو راه حل وجود داشته باشد ، من همیشه ب راه سوم فکر میکنم " ( نیچه)
هیــــم
یاد دوران دبیرستان میفتم . اون زمان ک معلم اول دبیرستانمون گفت : فرمولی برای محاسبه محیط بیضی نداریم . این شد ک من مدت ها روی این موضوع فک کردم . تا اینکه ی روز بالاخره ی رابطه پیدا کردم . ینی اثبات کردم ک فرمولی ک من میگم محیط بیضی رو پیدا میکنه . ب معلم اول دبیرستانمون نشونش دادم . همین ک گفتم این کارو کردم گفت اشتباهه . گفتم حداقل نگاه کنین . نگاه کرد . باز هم گفت اشتباهه . چون تو پیش دانشگاهی خودت قرار اثبات کنی ک فرمولی برای محیط بیضی وجود نداره ولی من ناامید نشده بودم . رفتم پیش معلم ریاضی دوران راهنماییم . آدم خیلی خوبیه . نشونش دادم . گفت من نمی تونم در مورد این نظری بدم . بازم دستش درد نکنه . ناامیدم نکرد . یه سال گذشت . من نه تنها ناامید نشدم ، بلکه ی فرمول دیگه پیدا کردم . قبلی ی رابطه مستقل نبود . ولی این یکی خیلی شسته رفته تر بود . ی رابطه خیلی تر وتمیز . این بار این فرمولو ب معلمام نشون دادم . همون اتفاقا افتاد . هیچکس قبول نکرد . استدلالم واسه اثبات فرمول جدید خیلی قوی بود . قوی تر از قبلی. من حتی این فرمولو بردم خانه ریاضیات استان . اونجا هم نگاه کردن . گفتن اشتباهه . گفتم خب کجاش اشتباهه ؟ چیزی نگفتن . ینی چیزی نداشتن ک بگن . هنوزم ک هنوزه هیچ کس پیدا نکرده کجای اثبات من اشتباهه . البته معلم جبر سوم دبیرستان تنها آدمی بود ک متفاوت برخورد کرد . اثبات قدیمی رو قبول داشت ک برای بیضی محیط نداریم ولی هر چقدر هم تلاش میکرد نمیتونست فرمول منو زیر سوال ببره . بیشتر طرف من بود . برای خودشم جای سوال بود این موضوع . از همین جا ازش تشکر میکنم . بسه دیگه اونقده فرمول من فرمول من کردم خودم حالم بهم خورد . بگذریم ...
قبلن ها از اینکه کسی متوجه نمیشد من چ کارهایی انجام میدم یا اون عکس العملی رو ک من انتظارشو داشتم نشون نمیداد خیلی ناراحت میشدم . فک میکردم از عمد این کارو انجام میدن . ولی الان این طور فکر نمیکنم . سطح توفعاتمو آوردم پایین . انتظاری ندارم کسی متوجه بشه . سعی میکنم کارهامو ب کسایی توضیح بدم ک حداقل میدونن چی ب چیه . امروز ی چیز جالب کشف کردم . ی نظریه علمی ک خودم مطرحش کرده بودم . ب جواب رسیدم . با اکسل . ب علی توضیحش دادم . متنی رو کبراش فرستادم دقیقا این بود :
"من یک کشف علمی کردم . خواستم شما اولین نفری باشی ک خبر داری میشی :)
روی مسئله :
حالت اول :
3 تا شی داریم : دایره(3) مثلث(2) مربع(1) .
ب هرکدوم از این اشیا عددی ک کنارشونن هست رو اختصاص میدیم . بعدش هزار تا عدد تصادفی بین 1 و 3 انتخاب میکنیم . تعداد اشیا اتنخاب شده رو میشماریم .
حالت دوم :
3 تا شی داریم : دایره مثلث مربع . ولی این بار اعداد رو از اول بهشون تخصیص نمیدیم بلکه برای اونها هم از اعداد تصادفی استفاده می کنیم .
مثلا یک بار دایره(2) مربع (3) مثلث (1) . یک بار دیگه هم یک سری اعداد دیگه . دوباره هزار تا عدد تصادفی بین 1و3 تولید میکنیم . تعداد اشیا انتخاب شده رو میشماریم .
سوال :
آیا اعداد حالت اول و دوم متفاوت هستن ؟ اگه هستن انحراف معیارشون چقدره ؟ کدوم حالت توزیعش نرماله ؟
جواب :
بعد از کد نویسی و تولید 400 سری بسته 100 تایی از اعداد ب این نتیجه رسیدم ک حالت اول و دوم با هم فرقی ندارن . حتی رقم 5م اعشار انحراف معیارشون هم عین همه .
دلیل انجام این کار :
تو فرجه اینگونه مباحث منو غرق میکنن .
تا کشف بعدی خدافظ"
خوشحال شد . خندید . همین برای من بس بود . باتشکر از علی .
بیاین بهم دیگه قول بدیم هیچ وقت تو ذوق هیچکس نزنیم . شاید واسه اون کار خیلی زحمت کشیده باشه . شاید تنها باشه